آبِز ...عابذ...آبظ...آبض....
هر شب قبل از خواب میگی آبِز ...عابذ...آبظ...آبض.... من سالهاست عادت دارم بعد از خوندمن چند ورق از کتابی ، بالاخره یکی دو غزل از خافظ بخونم نه اینکه اینقدر فکرم پرورش پیدا کرده باشه که درکی عمیق از حافظ داشته باشم فقط دلم آروم میگیره و گاهی هم احوال روزگارم را از او میپرسم. خلاصه بده بستونی داریم باهم ..چند سالی میشه اولین بار که کتاب حافظ رو ورق زدم ونگاهم به شعرهاش با دقت افتاد کلاس سوم راهنمایی بودم اولین تفال را خدابیامرز پدر بزرگم برایم زد. همیشه وقتی میخواستند حافظ بخوانند یا برایم فالی بگیرند حتما حتما دست نماز میگرفتند حالا فکر میکنی من مثل اوشون پا میشم میرم دست نماز میگیرم. نه والا .هرچیزی یک معرفت...
نویسنده :
عاشق اصالت سرزمینم ایران
10:23







