ترمهترمه، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

ترمه دختر اصیل ایران زمین

آبِز ...عابذ...آبظ...آبض....

هر شب قبل از خواب میگی آبِز ...عابذ...آبظ...آبض....   من سالهاست عادت دارم بعد از خوندمن چند ورق از کتابی ، بالاخره یکی دو غزل از خافظ بخونم نه اینکه اینقدر فکرم پرورش پیدا کرده باشه که درکی عمیق از حافظ داشته باشم فقط دلم آروم میگیره و گاهی هم احوال روزگارم را از او میپرسم. خلاصه بده بستونی داریم باهم ..چند سالی میشه اولین بار که کتاب حافظ رو ورق زدم ونگاهم به شعرهاش با دقت افتاد کلاس سوم راهنمایی بودم اولین تفال را خدابیامرز پدر بزرگم برایم زد. همیشه وقتی میخواستند حافظ بخوانند یا برایم فالی بگیرند حتما حتما دست نماز میگرفتند حالا فکر میکنی من مثل اوشون پا میشم میرم دست نماز میگیرم. نه والا .هرچیزی یک معرفت...
27 فروردين 1391

قدوقواره شما

اواسط عید بود که سرما خوردی یک روزی را خودم بهت دارو دادم فرداش حالت به طرز وحشتناکی (از نظر من) بد بود آبریزش بینی شدید و عطسه و تب با پدر گرامی بردمیت دکتر ..باور کن 20 دقیقه ای که منتظر بودیم که نوبت مون بشه بهم چند ساعت گذشت خیلی دلشوره گرفتم ..خلاصه بالاخره رفتیم خدمت دکتر جان ... سلامی و علیکی و تبریک عید و بعدش توضیح راجب تو و شروع معاینه دکتر از شما ابتدا گوش دادن به صدای درونت از طریق گوشی مخصوص در همان موقع شروع صحبت تو : آقا ..آقا ..آآآقا ...آقا دکتر : عمو جون هیس بعدش معاینه گوش تو که خدارو شکر در سکوت گذشت بعدش معاینه از گلو شما که دهنتو باز نمیکردی دکتر ادا این کارو در آورد تو زیر بار رفتی و ا...
26 فروردين 1391

روز تولدت

١٥ فروردین ١٣٩١ عزیزم صبح روز تولدت ساعت ده و نیم بیدار شدی وقتی از اتاقت بیرون اومدی کلی برات کف زدم و تولد مبارک خوندم خیلی ذوق کردی و این جمله مبارک (مبالکه) را از رو ز١٦ اسفند که تولد خاله لاله بود ، یاد گرفتی و و با دست زدن من ،تو  هم میگفتی مبالکه  صبحونه ات رو که خوردی بردمت جاییکه برات تزیین کرده بودم تا دوتایی باهم تولد بازی کنیم ساعت ١١ صبح یا قبل از ظهر بود کیک کوچولو هارو گذاشتم جلوت با شمعهای جادویی که هرچی فوتش میکردی بازهم خاموش نمیشد به تمام معنا خوشحال بودی و ذوق میکردی کلی باهم عکس گرفتیم من عاشق تولد در روز هستم ...از بچه گی دوست داشتم تولد رو روز بگیرم یک روز ...
26 فروردين 1391

تولدی دیگر (13 فروردین)

تولد مامانم روز سیزده فروردین هست ترمه جونم امشب برای مامانم تولد گرفتیم و تو واقعا از این بابت خوشحال بودی و ذوق میکردی و مامانم بیشتر چون وجود تو براش پر از عشقه   با همه وجودم همیشه از خدا سلامتی و طول عمر پدر و مادرم رو خواستم و از خدا خیلی متشکرم که دعا و آرزویم را اجابت کرده و میتونم سالهای سال این روزهای خاطره انگیز را با همه اعضائ حانوادم مخصوصا مامانو بابای گلم ،تجربه کنم خدایا واقعا هرچقدر شکرت را به جا بیارم باز هم کم هست  ١٣ فروردین 1391   ...
22 فروردين 1391

هشدار از طرف مدیریت

شاید هم هشداری برای کبرا  دُخی جونم بعد از اینکه با رمز عکس تولد مامانم را در وبلاگت گذاشتم متوجه شدم حذفش کردن ینده هم ، هم بیکار ..هم پرو ...هی آپلود کرم (چقدر هم که من بیکارم اینروزها) نتیجه اینکه: برام  عختار اومد (اخطار) مبنی بر اینکه :   درخواست از طرف : نی نی وبلاگ در 16/1/1391 با سلام خواهشمند است قانون آپلود عکس نی نی وبلاگ را رعایت نمائید. با سپاس و احترام فراوان   من هم براشون جواب فرستادم که: مدیریت محترم پست با رمز درج میشه و هر کسی قادر به دیدن نیست و فکر میکنم خارج از چارچوب قوانین هم نیست لطفا  به قدرت تشخیص و تصمیم گیری هر ف...
16 فروردين 1391

24 ماهگیت مبارک

چند روز دیگه دومین سال زندگیت را با هم جشن میگیریم عزیزم خیلی از داشتنت خوشحالیم ، مثل همه پدر و مادر هایی که بودن و داشتم فرزندشون بهوشون انرژی میده ماهم این حسو داریم و با تمام وجودمون طعمشو میچشیم قربون شکل ماهت برم دخترم داری روز به روز رفتارهات تکمیلتر میشه و طبیعتا عاقلتر . دیروز برای اولین بار مورچه را بهت معرفی کردیم که داشت وسط خونه  راه میرفت و تو با تعجب نگاهش کردی . از بابات خواستی که اونو بغل کنه و ازمن هم درخواست آب برای مورچه کردی که بخوره  .... کلمات رو بهتر بیان میکنی و در با دیدن هر بچه ای اون میگیری توی بغل و محکم میبوسیش ، حتی اگر برای اولین بار دیده باشیش انرژیت فوق العاده هست و از ادا وا...
12 فروردين 1391

عید 91

دُخی جونم اینو میشه به وضوح حس کرد که چقدر هر سال بوی عید کمتر میشه اما هرچقدر هم حوصله عید و تحویل سال نو نداشته باشم اما به چیدن سفره هفت سین علاقه و اعتقاد دارم و همه این حس قشنگ را از مادرم یاد گرفتم هر چقدر هم که حوصله و انرژی نداشته باشه  اما به بهترین نحو هفت سین را پهن میکنه و با ذوق تمام از ما میخواد بهش کمک کنیم   تقریبا 11 تا 12 ساله که هر سال هرچند به تعداد کم هم که بوده اما سفارش ساخت هفت سین را داشتم و این خودش باعث شده که برای خودمون ، چه در خانه پدر ام و چه الان که  متاهل شدم ..خیلی وقت صرف نکنم و سلیقه  به خرج ندم برای هفت سین. تقریبا برام رمقی نمیمونه امسال زمان تحویل ...
7 فروردين 1391

4 روز از سال 91 گذشت

دوستهای خوبم عید رو به تک تکتون تبریمک میگم و ممنونم از پیامهاتون من در حال خاظر اینترنت ندارم و الان هم برای عید دیدنی اومدم و مثل انسانهای ندید بدید چسبیدم به اینترنت صاحبخونه که تشکر و قدردانی کنم ازتون سالتون عالی و پر از سلامتی باز هم ممنونم
3 فروردين 1391
1